تبليغاتX
ماه ناتمام!
  • دوستی
    هزار دشمنی افتد ميان بدگویان ... میان عاشق و معشوق دوستی برجاست

  • همين‌طوری
    نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی ... و لللّه المغرب و المشرق !

  • رسم کهن
    گفتی كه چه شد قاعده مهر و محبت ؟ ... رسم كهنی بــــود به عهـــد تو بر افتاد !

  • طبيب
    زحمت چه مي‌كشي پي درمان ما طبيب ... ما به نمي‌شويم و تو بدنام مي‌شوی !

  • بند
    که بدانست که در بند تو خوش‌تر که رهایی ...

  • آرزو
    من با تو به همه‌ی آرزوهايم رسيده‌ام !

  • شاعري
    همه قبیله‌ي من عالمان دين بودند ... مرا معلم عشق تو شاعري آموخت

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1390ساعت 17:8  توسط ماه ناتمام  | 
"یا رفیق"

1. نمیدونم این صبح عید فطر چی داره که اینقدر قشنگه

2. دیروز یکی از اون روزهایی بود که تحمل اینهمه خوبی خدا و اطرافیانم رو بطور یکجا نداشتم! خدایا شکرت.

از پدر و مادر خودم و پدر و مادر همسرم خاضعانه تشکر میکنم. از همسرم هم عاشقانه تشکر میکنم. :D

نه واقعا خدا چرا اینقدر لطف و محبت میکنی؟ هر چی از من بدی می بینی بیشتر محبت میکنی! نکنه میخوای خشکه حساب کنی که بریم دیگه بر نگردیم ؟ :(

3. از دوران آموزشی سربازی چیزی ننوشتم تا ازش فاصله بگیرم و بتونم منطقی تر بنویسم.

ولی جا داره که از دوستان خوبم که دو ماه و اندی پیش شب آخر برای ما گودبای پارتی گرفتن و حالی بردیم تشکر کنم. بويژه جنابان آسید امیرحسین فنایی و آق مهندس علیرضا کاربر. نام بقیه دوستان به لحاظ ملاحظات امنیتی برده نمی شود!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 شهریور1390ساعت 6:20  توسط ماه ناتمام  |